خرید بک لینک

می گن دلبستگی زن به شوهرش رو می شه از خونه زندگیش فهمید. براتون نگم از خونه زندگی یکی از دوستام.

وارد خونه ش که می شی یه آشپزخونه شیک و منظم داره که تم ش رنگ چوبه. یه ساید بای ساید بزرگ استیل آمریکایی گذاشته کنار آشپزخونه. رو در ساید بای ساید کلی یادداشت برنامه غذایی هفته و عکسهای سفر اروپا رو زدن. فکرش رو بکن، بعضی خانواده برنامه غذایی دارن و دقیق محاسبه می کنن بدنشون در هفته چقدر پروتئین، ویتامین و سالاد ، کربو و فلان لازم داره.

روی کانتر آشپزخونه ش همیشه خالی و تمیزه. البته گوشه کنارها یه سری وسایل مث توستر، ظرف ادویه ها، مایکروفر و ... هست. خانم خونه علاقه زیادی به رنگ قرمز گوجه ای داره. چون دائم داره نظافت می کنه خونه رو ، وقتی وارد خونه ش می شی یه عطر خوبی همیشه می زنه تو دماغ آدم. یه بار هم که خونه ش مهمون بودیم کل خونه رو بوی دارچین برداشته بود.

یه قوری و یه ست شش تایی ماگ داره به رنگ قرمز گوجه ای. اون روزی آش رو توی یه ست کاسه بشقاب قرمز گوجه ای چیده بود. جالبیش اینجاس اگه بتونه پیدا کنه، همیشه رو کانتر آشپزخونه یه ظرف چینی سفید پر از سیب های سرخ می ذاره که به خونه ش طراوت و شادی و عطر خوب می دن. همیشه توی آشپزخونه گیاه تازه و با طراوت نگه می داره. کلا تو آشپزخونه خیلی تنوع رنگ نمی بینید. قرمز، استیل، طرح چوب. همین سه تا.

اصلا آدمهای مذهبی نیستن. بعضی وقتها غذاشون رو با چایی زعفرونی می خورن مخصوصا اگه تو غذا پروتئین زیاد باشه.

تم خونه ش کلا سبز و کرم هست. در ورودی شکلاتی هست و کناره های در ورودی آجر بهمنی کار شده.

خونه دوبلکس هست و پله های زیر دوبلکس به رنگ سبز و کرم هستن. سبز که می گم یعنی سبز مغز پسته ای. مبل و بوفه به رنگ کرم هست. به ندرت روی مبل می شینن و بیشتر وقتشون توی اتاق ها و آشپزخونه می گذره. مبل ها تمیز و نو موندن. داخل بوفه کلی کتاب هست. چرا نباشه. با کتاب خوندن آدم به این سبک زندگی می رسه. بیشتر کتابها به زبان انگلیسی هستن. علاوه بر کتاب، داخل بوفه کلی بلور و مجسمه هایی که سوغاتی سفرهایی که رفتن رو نگه می دارن.

داخل پذیرایی همیشه گل طبیعی هست چون خانم خونه از گل مصنوعی خوشش نمی آد. همیشه زن دوستم می گه مگه یه دسته گل طبیعی چقدر هزینه داره؟ بعدش هم یه دسته گل برای یه هفته تو خونه با طراوت و تازه باقی می مونه.

خانم خونه رنگ موهاش بصورت طبیعی کمی روشن هست و معمولا با پوشیدن لباسهایی به رنگ سبز و لیمویی ، لباس هاش رو با موهاش ست می کنه.

خونه شون مث هر خونه دیگه ای که نوجوون داره، داستان و ماجرا هم زیاد داره. یه دختر دارن و یه پسر. هر دو حول و حوش شونزده سال. تینیج ها این روزها بیشتر از اینکه روغن ماشینشون رو عوض کنن، پارتنر عوض می کنن. همین چیزها باعث ماجرا و داستان می شه.

دوستم بدنش رو فرم هست و سالهاس فیتنس کار می کنه. زنش هم به هیکلش می رسه. کلا دو تایی در کنار هم با سبک زندگی هم حال می کنن. یه دنیایی جدا از بچه ها ساختن.

با وجود اینکه یه خانواده مدرن هستن اما زیاد سرشون تو گوشی نیست. اما تا دلت بخواد همیشه دارن با لپ تاپ کار می کنن. گاهی اوقات رو میز آشپزخونه همزمان چهار تا لپ تاپ هست.

خیلی برای لباس هزینه نمی کنن. وقتی می رن لباس بخرن بهترین رو می خرن اما سعی می کنن با دائم شستن و اتو زدن لباس ظاهر شیک خودشون رو حفظ کنن. اتفاقا زیاد دنبال مد و این چیزا نیستن. لباسهایی می خرن که بهشون بیاد. که بیشتر وقتها هم نمی آد.

یه چیزی که تو زندگیشون زیاد دیدم جعبه س. جعبه های رنگی و رنگی و فانتزی. حتی لوازم تحریر رو داخل این جعبه ها می ذارن. جالبه برام. همش حس می کنی وارد خونه ای شدی که توش جشن تولد برگزار شده.

خلاصه که هر وقت ماگ و قوری قرمز می بینم، یاد خونه زندگی رویایی رفیقم می افتم.

برچسب: نویسنده: مهسا صالحی تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 6:54

صفحه بندی