خرید بک لینک

کارم افتاده بود تهران یه سر رفتم. آسفالت صاف و تمیز. هر از گاهی یه بامپر گذاشته بودن برای اینکه طرف یادش باشه تو خاورمیانه داره زندگی می کنه.

همینطور که از رانندگی در خیابونهای صاف و آسفالت آیینه ای تهران لذت می بردم یاد خیابونهای کرج و فردیس افتادم. خیابونها به جاده نظامی بیشتر شباهت دارن تا خیابونهای شهری. اگه شهرداری چاله چوله ها رو پر نکنه باز یه امیدی هست ماشین به ترق و توروق نیفته اما امان از روزی که بخوان چاله ها رو پر کنن. دست انداز پشت دست انداز، یه جاهایی سر پیچ زاویه خیابون رو به پیاده هستش. اگه سرعت داشته باشی می ری تو پیاده رو.

دست انداز درست کردن می خوای از روش رد شی انگار با ماشین زدی به دیوار.

با خودم گفتم کاش هر از گاهی مقامات وی آی پی هم گذرشون به کرج فردیس می افتاد بخاطر اونها هم که شده شهرداری یه فکر ی به حال خیاوبونهای کرج بکنه. بعد یادم افتاد همینطوری با وضع فاجعه بار خیابونها، بچه های کرج دارن روزی چند بار دیوار صوتی رو با پراید و چهارصد و پنج می شکونن، حالا فکرش رو بکن آسفالت کرج مثل تهران بشه.

برچسب: نویسنده: مهسا صالحی تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 6:54

صفحه بندی